۱۴۰۵ فروردین ۱۸, سه‌شنبه

کلمه : واژه

واژه از نظر ساخت، چهار نوع است:

واژۀ ساده – واژۀ وندی – واژۀ مرکّب – وندی مرکّب
واژۀ ساده:
 فقط از یک جزءِ معنادار ساخته شده است؛ مانند : بهار، آرزو، آفتاب
واژۀ وندی: از یک جزءِ معنادار و یک یا چند جزءِ بی معنا
 )وند( تشکیل شده است. مانند: هنرمند، زیباترین، هنرها
واژۀ مرکّب: از چند جزءِ معنادار ساخته شده است؛ مانند: حق شناس، ناشناس، دوستدار، گلاب پاش
واژۀ وندی مرکّب: از ترکیب دو جزءِ معنادار و یک یا دو جزءِ بی معنا تشکیل شده است؛ مانند: کارگشایی،کارگشایان، ساز و کار
توجّهبرای تعیین ساختمان واژه، به اجزای امروزی آن که زایا و زنده است، توجّه می کنیم؛ نه پیشینۀ آن. امروزه، واژه هایی مانند « زنخدان، شیرین، استوار، غنچه، دبستان، ساربان، دستگاه و... » ساده به شمار می آیند.
واژه ها و معنای آنها همیشگی و ماندگار نیستند. ممکن است در گذر زمان، برای هر واژه، یکی از چهار وضعیّت زیر پیش آید:
الف ) به دلایل سیاسی، فرهنگي، مذهبي يا اجتماعي، از فهرست واژگان حذف شود؛ مانند: « فتراک، بر گستوان»
ب ) با از دست دادن معناي پيشين و پذيرفتن معناي جديد، به دوران بعد منتقل شود؛مانند : « كثيف و سوگند »
پ ) با همان معناي قديم به حيات خود ادامه دهد؛ مانند: « شادي و خنده »
ث ) هم معناي قديم خود را حفظ كند و هم معناي جديد گيرد؛ مانند :« سپر و يخچال »
*

صامت لَر

 کار صامت لر یا حروف صامت گنگ

حروف صامت گنگ حروفی هستند که در زبان آذربایجانی بدون مشارکت فعال تارهای صوتی ادا می شوند و آنها عبارتند از :

پ – ت – چ – ه – خ – س – ش – ف - ک

ارکان جمله

ترتیب  ( جایگاه و ترتیب اجزای جمله ) علاوه بر اینکه در شعر بنا به ضرورت وزن و قافیه بر هم می خورد ، در زبان محاوره و در زبان بسیاری از استادان و نویسندگان قدیم و جدید نیز گاهی به خاطر اینکه روی یکی از اجزای جمله تکیه و تاکید خاصی دارند و گاه به دلایل دیگر یا از روی تفنن و یا بی اعتنائی ، برهم می خورد و اجزا و ارکان پس و پیش می آیند .

چند نمونه از این کاربردها :

1 - عابدی را پادشاهی طلب کرد = پادشاهی عابدی را طلب کرد . این جمله از سعدی است . در این جا سعدی روی « عابد » که مفعول است تکیه دارد . از این رو آن را بر « پادشاه » که نهاد است مقدم قرار داده است .

2 - بازگردیم به تاریخ = به تاریخ بازگردیم ( جلال  آل احمد )

3 – این است آغاز و پایان کار عطار = آغاز و پایان کار عطار این است . ( زرین کوب )

 

ارکان جمله

 ارکان جمله

همه اجزای جمله از حیث نقش و ارزش ، یک نوع نیستند . در بین این اجزا دو یا سه جز وجود دارند که ساختمان جمله بر آنها استوار است و اگر آنها نباشند ساختمان جمله از هم می پاشد و جمله بودن خود را از دست می دهد و مفهوم و پیام جمله را نمی رساند . به این اجزا ارکان جمله می گوئیم .

..

جمله هائی که با فعل لازم ( غیر ربطی ) ساخته می شوند ، دو رکن دارند .

یکی نهاد ( که می تواند مسند یا فاعل باشد ) . و دومی  فعل

مانند :

علی آمد .

در جمله بالا علی « نهاد » است و آمد « فعل » است .

جمله « علی آمد » از نهاد و فعل ساخته شده است و علی نقش نهادی دارد . اما همه جمله ها فقط از نهاد و فعل ساخته نمی شوند .

..

جمله هائی که با فعل عام ( ربطی ) ساخته می شوند ، سه رکن دارند .

1 – نهاد  2 – مسند  3 – فعل ربطی

مانند :

علی زرنگ است .

در این جمله علی نهاد ، زرنگ مسند و است فعل ربطی است .  

هوا سرد است .

در جمله بالائی سرد را به هوا نسبت داده ایم پس « سرد » نقش مسندی دارد .

در زبان فارسی تعداد کمی از فعلها ( از قبیل ، است ، شد ، بود )  مسند می گیرند .

..

جمله هائی که با فعل متعدی ساخته می شوند نیز سه رکن دارند .

1 – نهاد  2 – مفعول 3 – فعل

مانند :

علی کتاب  خرید .

در این جمله علی نهاد و کتاب مفعول و خرید فعل است .

........

مثال یک : علی امروز صبح زود با قطار آمد .  

در این جمله  علی و آمد دو رکن اصلی جمله هستند . اگر به جز دو واژه علی و آمد را بقیه واژه ها را حذف کنیم نارسائی در مفهوم جمله پیش نمی آید . 

......

مثال دو : پروین دیروز کتاب دستور زبان را از کتابفروشی سعادت خرید 

در جمله بالائی اگر به جز واژه های پروین و کتاب و خرید ، بقیه واژه ها را حذف کنیم نارسائی در جمله ما به وجود نمی آید .

.....

فرض کنیم اگر در مثال یک و دو هر کدام از رکنهای جمله را حذف کنیم جمله معنی خود را از دست می دهد .

 

۱۴۰۵ فروردین ۱۵, شنبه

یئرلی سؤزلر: اصطلاحات

یئرلی سؤزلر

ازگیل آغاجی: کسی که خیلی لوس و ننر است.
اود پارچاسی: کسی که زرنگ و تیز است.
آرواد آغیز: زن ذلیل، کسی که تابع زنش است.
قیز بی بی : پسری که در کارهای زنان دخالت می کند.
آرا بوزان: کسی که دو بهم زن است.
باشی باتمیش: گور به گور شده
باشی بلالی: کسی که دردسر و مصیبت زیادی می کشد.
قارنی قورتلو: کسی که صمیمی نیست و حسود است.
الی پوخلو: کسی که دست و پات چلفتی نیست و دستش نمک دارد.
دیشی قارنیندا: به شخص حیله گر می گویند.
قره مال: شخص بی ادب
یئتیک: بسیار کنجکاو

۱۴۰۵ فروردین ۴, سه‌شنبه

ضمایر برگشتی در ترکی آذربایجانی

 دستور زبان فارسی و ترکی آذربایجانی در - بلاکفا

ضمایر برگشتی در ترکی آذربایجانی  : ضمایری که مفهوم واژه را به خود شخص برگشت می دهند ضمایر برگشتی می گویند.

مانند :

اؤزوم : خودم

اؤزون : خودت

اؤزو : خودش

اؤزوموز: خودمان

اؤزونوز : خودتان

اؤزلری : خودشان

*

بیله مه : به من

بیله وه : به تو

بیله سینه  : به او

بیله میزه : به ما

بیله زه : به شما

بیله له رینه : به آنها

ضمیر: عوضلیک

عوض لیک : گرامر ، اسم دن ، صفت دن ، سایی دان فرقلی اولاراق اؤز – اؤزلویونده معین بیر زاد یا خود کیفیت افاده ائتمه ین لاکن ، نطق دن آسیلی اولاراق ، بئله بیر معنا کسب ائدن سؤز – نطق هیسسه سی ( مثال : شخص عوضلییی – سوال عوضلییی )

ضمایر شخصی در ترکی آذربایجانی

حالت فاعلیّت ( من - سن - او - بیز - سیز - اونلار )  
*
حالت مفعول به ( منه - سنه - اونا - بیزه - سیزه - اونلارا)

*
حالت مفعول الیه ( منی - سنی - اونو - بیزی - سیزی - اونلاری)
*
حالت مفعول فیه ( منده - سنده - اوندا - بیزده - سیزده - اونلاردا)
*
حالت مفعول عنه ( مندن - سندن - اوندان - بیزدن - سیزدن - اونلاردان )
*
حالت اضافی ملکی ( منیم - سنین - اونون - بیزیم - سیزین - اونلارین)
*

۱۴۰۵ فروردین ۳, دوشنبه

تفاوت کلمه ی پشتکار و کلمه ی همّت

کلمۀ پشتکار مرکّب است. چون از دو جزء پشت و کار ساخته شده است.

کلمۀ همّت ساده است.

تشبیه چیست؟

مانند کردن کسی یا چیزی به کسی یا چیز دیگر را تشبیه می گویند.

تشبیه یکی از ابزارهایی است که نوشته را زیبا و گیراتر می کند و ذهن را به پویایی و آفرینش نزدیک می سازد.
مانند:
شهید چون شقایق سرخ است
شهید داستانی است پر از حادثه و زیبایی
« سلیمان هراتی»
شاعر در جمله ی نخستین، شهید را به گل شقایق و در جمله ی دوم به داستان زیبا و پرماجرا، مانند کرده است.

*
دستور زبان فارسی و ترکی آذربایجانی - در بلاکفا 

۱۴۰۴ اسفند ۲۷, چهارشنبه

کلمه ها و ترکیب های تازه

 ژ

ژاپن: نام کشوری در قارّه ی آسیا
ژاژ: سخن یاوه
ژاژک: لوبیا
ژاغر: چینه دان
ژاکارد:
نوعی پارچه
ژاکت:
نیم تنه ( نوعی لباس )
ژاله: شبنم
ژاله بار: بارنده
ژامبون: گوشت بوداده ران یا شانه خوک یا گاو
ژانتو:
نام نوعی ماهی
ژاندارمری: ادارۀ امنیه
ژانویه: نام اولین ماه از سال میلادی
ژتون:
مهره فلزی یا پلاستیکی که در رستوران ها به جای پول استفاده می شود.
ژخ: ناله، بانگ، آواز
ژرسه
: نوعی پارچه نازک
ژرف: عمیق
ژرفا: عمق
ژرف بینی: تعمّق
ژست:
حالت
ژغار: بانگ بلند
ژغند: آواز مهیب، غرش جانور درنده
ژفک: چرک دور چشم
ژک: سخن زیر لب
ژکاره: لجوج- ستیزه کار- کینه ور
ژکفر: شکیبا- صبور- بردبار
ژکیدن: سخن گفتن زیر لب از روی خشم و دلتنگی
ژگور: بخیل- خسیس – ناکس – سفله
ژلاتین: دلمه- سرشم
ژله: لرزانک- لرزانک میوه
ژِن: عامل وراثت
ژنده: پاره- کهنه- فرسوده
ژنده پوش: کهنه پوش
ژنراتور: تولیدکننده برق
ژنرال: سپهسالار- سرتیپ- سرلشکر
ژنرالیسیم: فرمانده کل در ارتش
ژنرال انگلیسی دوران پهلوی: ایرون ساید  
ژنرال انگلیسی که از بانیان کودتای سوم اسفند رضا خان بود: آیرون ساید
ژنرال انگلیسی ملقب به دوک آهنین: ولینگتون
ژنرال جنگ های انفصال: لی
ژنرال فرانسوی و قهرمان جنگ جهانی اول: مارشال پتن
ژنرال کارتاژی:هانیبال
ژنگ: زنگ گندم- چین و چروک پوست بدن
ژنگدان: زنگوله – جلاجل
ژنه: نیش- نیش سوزن
ژنی: قریحه- ذوق- نبوغ- استعداد – نابغه- داهیه- فراست
ژوپن: دامن کوتاه- پاچین
ژوپیتر: ستاره مشتری- رئیس خدایان نزد رومیان و یونانیان
ژوت: کنف- گیاه شاهدانه
ژور: روزنه- روز- دریچه- شبکه
ژور دوزی: دوختن شبکه با دست یا چرخ در پارچه
ژورک: پرنده ای سرخ رنگ به اندازۀ گنجشک
ژورنال: روزنامه- مجلّه خیاطی یا یافتنی و غیره
ژورنالیست: روزنامه نگار – روزنامه نویس
ژورنالیست انگلیسی موسس خبر گزاری رویتر: جوندی رویتر
ژوری: هیئت منصفه- هیئت حاکمه
ژوژه: خارپشت
ژول: چین و چروک- چین و شکنج- ناهمواری- درهم- پریشان
ژوله: چکاوک
ژولی: قشنگ- خوشگل- زیبا
ژولیدن: درهم شدن- پریشان شدن- آشفته شدن
ژولیده: آشفته- درهم- شوریده
ژون: بت و صنم
ژی: آبگیر – تالاب- استخر
ژیان: خشم آلود- خشمگین – خشمناک- درنده
ژیک: قطره- چکّه
ژیکلور: سوخت پاش
ژیلا: نام دخترانه ( کُردی )
ژیلت: جلیقه
ژینوس: دختر باهوش، ژینا
ژئوفیزیک: علم
ژئولوژی: زمین شناسی
ژیمناستیک: نام نوعی ورزش

 

 

۱۴۰۴ اسفند ۱۸, دوشنبه

سؤزلوک - ر

 ترکی آذربایجانی - فارسی 

رابطه: ارتباط
رابطه سیز: بدون ارتباط
راحات اولماق: راحت شدن
راحات ائتمک: آسوده کردن، راحت کردن
راحات سیز: ناراحت
رادار: دستگاهی که از راه دور جسمی را در هوا نشان می دهد.
رادیوآکتیو: جسمی که دارای تشعشات اتمی باشد
رادیو قولاق آسماق: رادیو گوش کردن
راس گلمک: راست آمدن کار
راس لاشماق: مواجه شدن
راستا: ردیف شدن مغازه هادر یک خیابان
راستاکوچه: نام محلّه ای قدیمی در شهر تبریز
راستا: گوشت فیلّ گاو و گوسفند
راضی اولماق: راضی شدن
راضی سالماق: راضی کردن
رام: مطیع
رئزین: پلاستیک
رحم: شفقت
رحم سیز: بی رحم
رحم ائیله مک: ترحم کردن
رحم گؤیل: رحم کننده، رئوف

رَزَه: حلقۀ در، چفت
رسوا: بدنام، بی آبرو
رسوای اولماق: بی آبرو شدن
رسوای چیلیق: بی آبروئی
رعنا: زیبا، نام گلی است
رَفَته: آلتی که با آن خمیر را به تنور می چسبانند
رف: طاقچه
رمز: علامت، نشانه
رکوع: یکی از آداب نماز
ریحان: نوعی سبزی خو.ردنی
ریحانی: نام یکی از رقص های آذربایجانی
ریشخند: تمسخر
رهنگرو

روشول: سفیداب حمام 

کارگاه نویسندگی - 2

هنگام نوشتن باید به نکات زیر توجّه کنیم:

1 – از کاربرد کلمه های گفتاری وشکسته خودداری کنیم.
2 – از تکرار کلمه ها بپرهیزیم.
3 – ساده و خوانا بنویسیم.
4 – در به کار گیری کلمه ی، هنگام نوشتن، باید دقّت کنیم. به نمونه های زیر توجّه کنید:
صبح، او را دیدم. بامداد، او را دیدم. پگاه، او را دیدم.
5 – هر نوشته از چند جمله ی به هم پیوسته درست شده است. در هنگام نوشتن باید به ساده نویسی و کوتاهی جمله های، توجّه کنیم.

*
آموزش دستور زبان فارسی و ترکی آذربایجانی
*

کارگاه نویسندگی - 1

 بهره گیری از حس های پنجگانه

برای این که نویسنده ی خوبی باشیم، لازم است:
1 - همه چیز را خوب و دقیق ببینیم.( خوب دیدن )
2 - خوب و دقیق گوش بدهیم. ( خوب گوش دادن)
3 - نسبت به بو، مزه و طعم اشیا، حساس و دقیق باشیم. ( تقویت حس چشایی و بویایی)
4 - گاهی به کمک حسلامسه، پدیده ها و اشیا را بشناسیم. ( تقویت حس لامسه )

پس مقدمه ی خوب نوشتن،خوب دیدن، خوب گوش دادن، دقت در پدیده ها و استفاده از حس بویایی،چشایی و لامسه است. 
*
آموزش دستور زبان فارسی و ترکی آذربایجانی - زن متولد ماکو3