۱۴۰۴ دی ۲۰, شنبه

تفاوت دو پسوند گذار - گزار

 گذار و گزار

هرگاه پسوند به معنی گذاشتن و قرار دادن باشد ، با ( ذ ) می نویسیم.

هرگاه پسوند به معنب ادا کردن و بجا آوردن باشد با ( ز ) می نویسیم.

گذاشتن : قرار دادن ، بنیان نهادن

گزاردن : انجام دادن ، به جا آوردن ، ادا کردن

*

گزار

گزار در لغت به معنی گزارنده و ادا کننده است.
باج گزار
: باج دهنده

پیام گزار: پیام آور

خوابگزار: تعبیر کننده خواب
خبرگزار: کسی که خبری را می رساند.
خبرگزاری: محلی برای بیان اخبار
حج گزار: کسی که مراسم حج را به جا می آورد.

حق گزار: ادا کننده حق
سپاس گزار
: تشکر کننده

سپاسگزاری کردن: تشکر کردن
سنان گزار: کسی که با نیزه حمله می کند.
شیرین گزار: صفت کسی است که با لحن دلنشین و زبان چرب و نرم حرف می زند.  
کارگزار: کارگذار
کینه گزار: کینه توز،کسی که در صدد انتقام جویی است.
گزارش: شرح و بیان کارهای انجام گرفته
گزارشات: گزارش ها، جمع گزارشگزارشگر: کسی که شرح میدهد.
گله گزار
: کسی که از کسی یا چیزی گله می کند.

مصلحت گزار: خیر اندیش
نصیحت گزار: کسی که پند می دهد.

*

گذار

گذار ریشه فعل گذاردن است و به معنی گذاشتن است
گذاشتن: قرار دادن چیزی در جایی، رها کردن، باقی گذاشتن، سپری کردن

آب گذار: معبر آب
امانت گذار: کسی که چیزی را برای مدتی به کسی می سپارد.
بدعت گذاشتن: رسم و سنت هایی مخالف با آدام جامعه ایجاد کردن.
بمب گذاری: کار گذاشتن بمب برای منفجر کردن
بنیان گذار: موسس، آن کس که اساس و پایۀ چیزی یا مکانی را می گذارد و به وجود می آورد.
بیمه گذار: شخص حقیقی یا حقوقی که سرمایه ، کالا، یا جان خود را بیمه می گند.
پایه گذار: موسس، آن کس که اساس و پایۀ چیزی یا مکانی را می گذارد و به وجود می آورد.
تخم گذار: جانوری که از طریق تخم کردن تولید مثل می کند.
دین گذار: کسی که دین را رها می کند.
سرمایه گذار: کسی که سرمایه اش را برای به دست آوردن سود به کار می اندازد.
سیاست گذار: کسی که روش کار، سیاست آینده و نحوۀ ادارۀ جایی یا سیستمی را تعیین می کند.
فرمان گذار: کسی که فرمانش اجرا می شود.
فروگذار: کسی که از چیزی یا انجام کاری کوتاهی می کند.
قانون گذار: کسی که قانون را وضع می کند.

کلاه گذار: کلاه گذارنده، کسی که مردم را فریب می دهد و پول و مال آنها را می گیرد.

گذار گرفتن: از راهی عبور کردن
مرحم گذار: گذارنده مرحم
واگذارکردن: از دست دادن، واگذاشتن، اهدا کردن
ودیعه گذاشتن: چیزی را در جایی به طور امانت قرار دادن.

 

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر