ژ
ژاپن: نام کشوری در قارّه ی آسیا
ژاژ: سخن یاوه
ژاژک: لوبیا
ژاغر: چینه دان
ژاکارد: نوعی پارچه
ژاکت: نیم تنه ( نوعی لباس )
ژاله: شبنم
ژاله بار: بارنده
ژامبون: گوشت بوداده ران یا شانه خوک یا گاو
ژانتو: نام نوعی ماهی
ژاندارمری: ادارۀ امنیه
ژانویه: نام اولین ماه از سال میلادی
ژتون: مهره فلزی یا پلاستیکی که در رستوران ها به جای پول استفاده می شود.
ژخ: ناله، بانگ، آواز
ژرسه: نوعی پارچه نازک
ژرف: عمیق
ژرفا: عمق
ژرف بینی: تعمّق
ژست: حالت
ژغار: بانگ بلند
ژغند: آواز مهیب، غرش جانور درنده
ژفک: چرک دور چشم
ژک: سخن زیر لب
ژکاره: لجوج- ستیزه کار- کینه ور
ژکفر: شکیبا- صبور- بردبار
ژکیدن: سخن گفتن زیر لب از روی خشم و دلتنگی
ژگور: بخیل- خسیس – ناکس – سفله
ژلاتین: دلمه- سرشم
ژله: لرزانک- لرزانک میوه
ژِن: عامل وراثت
ژنده: پاره- کهنه- فرسوده
ژنده پوش: کهنه پوش
ژنراتور: تولیدکننده برق
ژنرال: سپهسالار- سرتیپ- سرلشکر
ژنرالیسیم: فرمانده کل در ارتش
ژنرال انگلیسی دوران پهلوی: ایرون ساید
ژنرال انگلیسی که از بانیان کودتای سوم
اسفند رضا خان بود: آیرون ساید
ژنرال انگلیسی ملقب به دوک آهنین: ولینگتون
ژنرال جنگ های انفصال: لی
ژنرال فرانسوی و قهرمان جنگ جهانی اول: مارشال پتن
ژنرال کارتاژی:هانیبال
ژنگ: زنگ گندم- چین و چروک پوست بدن
ژنگدان: زنگوله – جلاجل
ژنه: نیش- نیش سوزن
ژنی: قریحه- ذوق- نبوغ- استعداد – نابغه- داهیه- فراست
ژوپن: دامن کوتاه- پاچین
ژوپیتر: ستاره مشتری- رئیس خدایان نزد رومیان و یونانیان
ژوت: کنف- گیاه شاهدانه
ژور: روزنه- روز- دریچه- شبکه
ژور دوزی: دوختن شبکه با دست یا چرخ در پارچه
ژورک: پرنده ای سرخ رنگ به اندازۀ گنجشک
ژورنال: روزنامه- مجلّه خیاطی یا یافتنی و غیره
ژورنالیست: روزنامه نگار – روزنامه نویس
ژورنالیست انگلیسی موسس خبر گزاری رویتر: جوندی رویتر
ژوری: هیئت منصفه- هیئت حاکمه
ژوژه: خارپشت
ژول: چین و چروک- چین و شکنج- ناهمواری- درهم- پریشان
ژوله: چکاوک
ژولی: قشنگ- خوشگل- زیبا
ژولیدن: درهم شدن- پریشان شدن- آشفته شدن
ژولیده: آشفته- درهم- شوریده
ژون: بت و صنم
ژی: آبگیر – تالاب- استخر
ژیان: خشم آلود- خشمگین – خشمناک- درنده
ژیک: قطره- چکّه
ژیکلور: سوخت پاش
ژیلا: نام دخترانه ( کُردی )
ژیلت: جلیقه
ژینوس: دختر باهوش، ژینا
ژئوفیزیک: علم
ژئولوژی: زمین شناسی
ژیمناستیک: نام نوعی ورزش
*
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر