ترتیب ( جایگاه و ترتیب اجزای جمله ) علاوه بر اینکه در شعر بنا به ضرورت وزن و قافیه بر هم می خورد ، در زبان محاوره و در زبان بسیاری از استادان و نویسندگان قدیم و جدید نیز گاهی به خاطر اینکه روی یکی از اجزای جمله تکیه و تاکید خاصی دارند و گاه به دلایل دیگر یا از روی تفنن و یا بی اعتنائی ، برهم می خورد و اجزا و ارکان پس و پیش می آیند .
چند نمونه از این کاربردها :
1 - عابدی را پادشاهی طلب کرد = پادشاهی عابدی را طلب کرد . این جمله از سعدی است . در این جا سعدی روی « عابد » که مفعول است تکیه دارد . از این رو آن را بر « پادشاه » که نهاد است مقدم قرار داده است .
2 - بازگردیم به تاریخ = به تاریخ بازگردیم ( جلال آل احمد )
3 – این است آغاز و پایان کار عطار = آغاز و پایان کار عطار این است . ( زرین کوب )
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر