۱۴۰۴ دی ۱۵, دوشنبه

معنی و کاربرد بعضی ار حرف های اضافه

حرف اضافه بر

حرف اضافه بر بیشتر در موارد زیر به کار می رود :

1 – قرار داشتن چیزی را بر بالا یا روی چیزی نشان می دهد .

مانند :

او کلاهش را بر سر گذاشت و بیرون رفت .

او بؤرکونو باشینا قویدو و ائشییه چیخدی .

2 – در معنی لازم وواجب بودن امری به کار می رود .

مانند :

بر شماست که از حق خود دفاع کنید .

*

حرف اضافه برای

برای بیشتر در موارد زیر به کار می رود :

1 – به معنی

برای : به منظور ، به سبب ، به جهت

مانند :

برای دیدن شما آمدم .

سیزی گؤرمه ک اوچون گلدیم .

2 – به معنی « از بهر »

مانند :

چیزی برایم باقی نمانده است .

*

حرف اضافه  به

به بیشتر در این موارد به کار می رود :

1 – برای نشان دادن انتها و پایان عملی در مکان و جز آنها .

مانند :

از تهران به مشهد با اتوبوس رفتم . ( کار رفتن در شهر مشهد انجام گرفته و تمام شده است .)

تهراندان مشهده اتوبوسنان گئتدیم .

2 – برای سوگند :

مانند :

به خدا من او را ندیدم .

3 – برای نشان دادن مقابل بودن دو چیز.

مانند :

این پارچه را متری به صد تومان خریدم .

4 – به معنی « نسبت به » ، « در حق »

مانند :

شما به من لطف دارید .

5 – برای نشان دادن ظرفیت .

مانند :

به اتاق وارد شد .

*

حرف اضافه بی

بی برای نفی و سلب به کار می رود ک

مانند :

روزها بی سر و صدا سپری شد .

...

حرف اضافه تا

تا ، وقتی حرف اضافه است که انتها و پایان چیزی را در زمان و مکان می رساند .

مانند :

از خانه تا مدرسه پیاده رفتم .

ائودن مدرسه یه ایاقدا گئتدیم .

تا هفته آینده کارم تمام می شود .

گلن هفته یه ایشیم قورتولاجاق .

*

حرف اضافه جز

جز برای استثنا و به معنی « غیر » و « الا » و « مگر » به کار می رود .

مانند :

جز مدیر مدرسه کسی حالم را نپرسید .

*

حرف اضافه چون

چون وقتی حرف اضافه است که به معنی « مانند » و « مثل » باشد .

مانند :

شیری چون او ندیدم .

*

حرف  ضافه در

در ، در بیشتر موارد به کار می رود .

1 – برای نشان دادن ظرفیت ک

مانند :

آش رشته را در کاسه ریختم .

قورود اشینی کاسایا ترکدوم .

2 – به معنب « در خصوص » ، « در باره » ، « در موضوع »

نظر شما در این موضوع چیست ؟

*

حرف اضافه مانند

مانند ، برای نشان دادن شباهت و به معنی « مثل » و « چون » به کار می رود .

مانند :

اشکش مانند سیل روان بود .

گؤز یاشی سئل کیمی آخیردی .

*

حرف اضافه مگر

مگر ، برای استثنا و به معنی « جز » و « غیر از » به کار می رود .

مانند :

همه خوابیدند مگر من که تا صبح بیدار ماندم .

هامی یاتدی مندن سووای کی سحره جاق اویاق قالدیم .
*

 

حرف

 حرف

 

بعضی از کلمه ها معنی مستقلی ندارند و در سخن برای پیوند دادن کلمه ها یا جمله ها به یکدیگر یا نسبت دادن کلمه ای با جمله ای و یا نشان دادن نقش کلمه ای در جمله به کار می روند . به این کلمه ها حرف می گوئیم .

حرفها به سه دسته تقسیم می شوند :

حرف ربط ، حرف اضافه ، حرف نشانه

حرف ربط: باغلاییجی

باغلاییجی در لغت به معنی پیوند دهنده است. همان طور که از معنی اش معلوم می شود ، در دستور زبان ترکی آذربایجانی باغلاییجی دو کلمه یا دو جمله را به هم وصل می کند و ربط می دهد.

باغلاییجی یا حرف ربط به دو گروه تقسیم می شود:

الف - تابع لیک

مانند:

۱ - آیدین لاشدیرما: کی بئله کی

بئله کی بگؤرونور ساباح قار یاغاجاق : اینطور که معلومه فردا برف خواهد بارید.

۲ - سبب : چونکی ، اوناگؤره کی

سن بو ایل قبول اولمویتجاقسان چونکو هئچ درسه باخمیرسان : تو امسال قبول نخواهی شد چون اصلا درس نمی خوانی.

۳ - مقایسه - بئنزتمه : سانکی  ، گویا ، ائله بیل

بو قیز باجیسینا چوخ بنزیر ائله بیر بیر اوز آلمادیلار : این دختر خیلی به خواهرش شبیه است مثل این که دونیمه سیب هستند.

۴ - شرط : اگر ، هرگاه

هرگاه بؤیوگون سوزونه باخمییاسان پئشمان اولارسان : اگر حرف بزرگترها  را گوش نکنی پشیمان می شوی.

۵ - گذشت : هر چند ، مادام کی

ب - تابع سیز لیک

۱ -بیرلشمه - بیتیشدیرمه : و ، ائله کی

۲ - قارشی لاشما : آنجاق ، فقط

۳ - بؤلوشدورمه : یا ، گاه ، ایستر

۴ - ایشتیراک : حتی ، همی ، هم ده ، هابئله

۵ - اینکارلیق : نه ، نه ده

۶ - آیدین لاشدیرما : یعنی ، مثلا ، یعنی کی

*

منبع : کتاب فرهنگ ترکی فارسی زنده یاد  بهزاد بهزادی

حرف تکمیلی در ترکی آذربایجانی

 حرف « ی » و « یه » و « یا » که مابین دو حرف صدادار قرار می گیرد حرف تکمیلی

 نامیده می شود.

مانند :

قارقایا داش آتما. ( به کلاغ سنگ پرتاب نکن. )

کیشی یه باخما. ( به مرد نگاه نکن .)

لاله یه سو وئر.( به لاله آب بده.)

حرف اضافه

( واو) معدوله حرف ( و ) است که نوشته می شود ولی خوانده نمی شود.

مانند: خواب - خواهر - خواننده - بخوان - خواهش - خواستن - خوابیدن
*
هر گاه بعد از ( واو) معدوله حرف ( ی ) واقع شود به صورت ( یای ) کشیده خوانده می شود.
مانند: خویش - خوید - خویشاوند
*
حرف اضافه چون

چون وقتی حرف اضافه است که معنی آن مانند باشد.
*

حرف نشانه

حرف نشانه حرفی است که برای تعیین نقش کلمه در جمله به کار می رود .

حرفهای نشانه سه دسته هستند . نشانه ندا ، نشانه مفعول ، نشانه موصوف و صفت
*

نشانه ندا :

ا ( الف ) کلمه ای که در آخرش ( الف ) می آید نقش منادایی پیدا می کند .

مانند :

خدایا ، دلبرا ، پروردگارا ، دلا ، یارا

ای  در اول کلمه می آید و نقش منادایی دارد .

مانند :

ای خدا ، دی یار ، ای خاتون

یا ، نیز مانند الف و ای ، نشانه ندا است .

مانند :

یا رب ، یا علی ، یا حسین ، یا قمر بنی هاشم
*

نشانه مفعول :

را نشانه مفعول است و کلمه و گروهی که قبل از « را » می آید نقش مفعولی پیدا می کند .

مانند :

کتاب را برداشتم .

قلم شما را آوردم .
*

نشانه صفت و موصوف :

- ِ ( کسره ) وقتی در آخر موصوف می آید نشانه صفت و موصوف است .

مانند :

مداد ِ خوب

کار ِ بزرگ ِ

حرف ( ه ) - های ملفوظ - های غیرملفوظ

حرف ( ه )

های ملفوظ : در اول و آخر و وسط کلمه قرار می گیرد و به طور کامل تلفّظ می شود.
مانند: همیشه – هر – هاله – مهر – مهناز – ماه – راه – شاه
های غیر ملفوظ: در آخر کلمه قرار می گیرد و تلفّظ نمی شود.
مانند: خانه – جامه – پرنده – رونده
*
های غیرملفوظ:  در زبان فارسی میانه به صورت حرف ( ک ) نوشته و تلفّظ می شد.
مانند: بندک ( بنده ) – نامک ( نامه ) – جامک ( جامه ) به همین سبب در جمع بستن کلماتی که مختوم به های غیر ملفوظ قبل از علامت جمع « ان » حرف ( گ )  اضافه می شود.
مانند: تشنه ( تشنگان )
سپیدجامه ( سپیدجامگان )
رفته ( رفتگان )

۱۴۰۴ دی ۱۳, شنبه

نقش « نا » در کلمات

1 - نا، به اول صفت، بن مضارع و اسم می پیوندد و صفت منفی می سازد. مانند: ناامید - نااهل - نادان - ناشنوا
2-  به اول حاصل مصدر می پیوندد و آن را منفی می کند. مانند: ناآرامی - ناآگاهی - ناامنی
3 - به اول مقدر می پیوندد و آن را منفی می کند. مانند: نابرده - نادیده - ناشنیده
4 - به آخر صفت می پیوندد و آن را تبدیل به اسم مکان می کند. مانند: تنگنا ( جای تنگ ) - فراخنا ( جای فراخ)
5 - به آخر صفت می پیوندد و از آن اسم مصدر می سازد. مانند: تنگنا ( تنگی ) - درازنا ( درازی ) 

پسوند ( جاق - جک ) در ترکی آذربایجانی

پسوند (جاق - جک ) 

وئر: بده
وئره جک: بدهکاری
آل: بده
آلاجاق: طلب
پسوند های ( جاق - جک ) پسوندهای فعلی هم هستند.
مانند:
گئده جک: خواهد رفت
یئیه جک: خواهد خورد
آلاجاق: خواهد گرفت
آپاراجاق: خواهد برد
یازاجاق: خواهد نوشت