حرف اضافه بر
حرف اضافه بر بیشتر در موارد زیر به کار می رود :
1 – قرار داشتن چیزی را بر بالا یا روی چیزی نشان می دهد .
مانند :
او کلاهش را بر سر گذاشت و بیرون رفت .
او بؤرکونو باشینا قویدو و ائشییه چیخدی .
2 – در معنی لازم وواجب بودن امری به کار می رود .
مانند :
بر شماست که از حق خود دفاع کنید .
*
حرف اضافه برای
برای بیشتر در موارد زیر به کار می رود :
1 – به معنی
برای : به منظور ، به سبب ، به جهت
مانند :
برای دیدن شما آمدم .
سیزی گؤرمه ک اوچون گلدیم .
2 – به معنی « از بهر »
مانند :
چیزی برایم باقی نمانده است .
*
حرف اضافه به
به بیشتر در این موارد به کار می رود :
1 – برای نشان دادن انتها و پایان عملی در مکان و جز آنها .
مانند :
از تهران به مشهد با اتوبوس رفتم . ( کار رفتن در شهر مشهد انجام گرفته و تمام شده است .)
تهراندان مشهده اتوبوسنان گئتدیم .
2 – برای سوگند :
مانند :
به خدا من او را ندیدم .
3 – برای نشان دادن مقابل بودن دو چیز.
مانند :
این پارچه را متری به صد تومان خریدم .
4 – به معنی « نسبت به » ، « در حق »
مانند :
شما به من لطف دارید .
5 – برای نشان دادن ظرفیت .
مانند :
به اتاق وارد شد .
*
حرف اضافه بی
بی برای نفی و سلب به کار می رود ک
مانند :
روزها بی سر و صدا سپری شد .
...
حرف اضافه تا
تا ، وقتی حرف اضافه است که انتها و پایان چیزی را در زمان و مکان می رساند .
مانند :
از خانه تا مدرسه پیاده رفتم .
ائودن مدرسه یه ایاقدا گئتدیم .
تا هفته آینده کارم تمام می شود .
گلن هفته یه ایشیم قورتولاجاق .
*
حرف اضافه جز
جز برای استثنا و به معنی « غیر » و « الا » و « مگر » به کار می رود .
مانند :
جز مدیر مدرسه کسی حالم را نپرسید .
*
حرف اضافه چون
چون وقتی حرف اضافه است که به معنی « مانند » و « مثل » باشد .
مانند :
شیری چون او ندیدم .
*
حرف ضافه در
در ، در بیشتر موارد به کار می رود .
1 – برای نشان دادن ظرفیت ک
مانند :
آش رشته را در کاسه ریختم .
قورود اشینی کاسایا ترکدوم .
2 – به معنب « در خصوص » ، « در باره » ، « در موضوع »
نظر شما در این موضوع چیست ؟
*
حرف اضافه مانند
مانند ، برای نشان دادن شباهت و به معنی « مثل » و « چون » به کار می رود .
مانند :
اشکش مانند سیل روان بود .
گؤز یاشی سئل کیمی آخیردی .
*
حرف اضافه مگر
مگر ، برای استثنا و به معنی « جز » و « غیر از » به کار می رود .
مانند :
همه خوابیدند مگر من که تا صبح بیدار ماندم .
هامی یاتدی مندن سووای کی سحره جاق اویاق قالدیم .
*