سؤزلوک - ص
صاباح: صبح
صاباح: فردا
صاباح دان: از اوّل صبح
صاباحا چیخماق: تا فردا زنده ماندن
صابونلاماق: با صابون شستن
صاحاب: صاحب
صاحاب اولماق: مالک شدن
صاحاب چیخماق: مواظب شدن، ادعای مالکیت کردن
صادق: راستگو
صاف اوره ک: کسی که دلش صاف و پاک است
صافا چیخماق: تبرئه شدن
صاندیخانا: صندوقخانه، پستو
صبیرسیز: بی حوصله، نا شکیبا
صبری داشماق: صبرش تمام شدن
صاداغا: صدقه
صدا: سوت، سس
صرّاف: زرشناش
صف باغلاماق: صف بستن
صفه دورماق: سر صف ایستادن، صف بستن
صفا سورمک: خوشگذرانی کردن
صفت سیز: عبوس، ترش روی
صفت گؤرستمک: پرخاش و ترشروئی کردن
صرف: اتهام
صرف ائیله مک: اتهام دروغ بستن
*
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر