ض
ضامن: کفیل
ضامن اولماق: ضامن شدن
ضبط: توقیف، مصادره
ضبط صوت: ضبط و نگهداری تصویر یا صدا یا هر دو روی نوار
ضبط ائیله مک: نگهداری کردن
ضجّه: ناله و فریاد با صدای بلند
ضخیم: کُلُفت
ضد: مخالف
ضرّاب: زرگر، کسی که سکه ضرب می کند
ضرب: یکی از چهار عمل اصلی در ریاضی
ضرب المثل: آتا سؤزلری
ضربه: برخورد شدید دو چیز به همدیگر
ضربه دیمک: ضربه خوردن، ضرر دیدن
ضروری: لازم
ضرورت: لازم بودن
ضریح: سازه ای از فلز یا چوب به شکل مکعب که بر روی گور امامان و بزرگان دین می گذارند.
ضعیف: ناتوان
ضعف: ناتوانی
ضلالت: انحراف از مسیر درست
ضمیمه: پیوست
ضمانت: عهده دار شدن
ضمین: ضامن
ضیا: روشنی
ضیافت: مهمانی
*
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر